شروع جنگ تحمیلی در اسفند ۱۴۰۴ تعطیلی را بار دیگر در مراکز آموزشی به همراه آورد. هر بار که بحرانهای اجتماعی همچون جنگ، ناترازی انرژی، کرونا و.. در کشور رخ میدهد، مدارس و نهادهای آموزشی جزو نخستین جاهایی هستند که به دلایلی همچون تأمین امنیت جانی و روانی دانشآموزان و اعضای مدرسه تعطیل میشوند.
با به میان آمدن تعطیلی در نتیجهی بحرانهای ملی، فاصلهی میان مدارس و واقعیتهای جامعه نیز پررنگتر میشود بگونهای که انگار جدایی میان نظام آموزشی و جامعه ایجاد میشود و حتی پس از فروکش شدن موج بحران، نظام آموزشی بدون بازاندیشی، به روال عادی خود بازمیگردد و مدارس نیز کارهای قبلی خود را پیگیری میکنند. بیآنکه اثری از آن مسئله و بحران ملی در فضای آموزشی دیده شود؛ انگار هیچ اتفاقی نیفتاده و ماحصل بحران اجتماعی، جز تعطیلی به عنوان وقفهای کوتاه در آموزش، نبوده است.
…اما مدرسه آینهی جامعه است…
اساسا تربیت رسمی در مدرسه شکل گرفته تا انسان را برای جامعه و پیشرفت کشور پرورش دهد. پرورش چنین انسانی نیز مستلزم این است که بستر رشد او یعنی مدرسه، بازنمایی از واقعیتهای جامعهای باشد که در آن زیست میکند.
مدرسه باید همانگونه که جوارح انسان متاثر از احوالات عمومی بدن میباشد، آینهای از احوالات جامعه باشد. بدن اگر شاداب باشد اعضایش نیز شادابند، اگر دچار بیماری شود اعضایش نیز درگیر بیماری میشوند و این بدن با تعامل اعضایش هست که رشد میکند و جدای از آنها نیست.
جامعه جایی است که قرار است دانشآموزان در مسائلش به زودی زیست کنند. بنابراین ظهور احوالات اجتماعی در لایههای گوناگون مدرسه ضرورتی است که با کارکرد اصلی آن، یعنی پرورش انسان برای جامعه، پیوند خورده است و نادیده گرفتن آن به معنای نادیده گرفتن کارکرد و فلسفه وجودی مدرسه است.
نظام آموزشی نیز اگر مدرسه را به عنوان یک نهاد اجتماعی قبول داشته باشد و او را جدای از جامعه و تحولاتش نبیند، در تلاش خواهد بود دیواری که بین مدرسه و جامعه قرار دارد را کمرنگ کند و برنامهای برای بازنمایی احوالات جامعه، چه تحولاتی از جنس شادی چه از جنس غم، داشته باشد.
اینکه مدرسه در مواجهه با بحرانها و مسائل ملی تغییری در خود ایجاد نمیکند، نشانه این است که مابین مدرسه و جامعه یک شکافی شکل گرفته که باعث میشود اعضای آن در برابر جامعه و مسائلش غریبانه رفتار کنند و نتوانند مسائل جامعه را درون مدرسه هضم و ارتباط محیط تربیت با جامعه را احساس کنند.
مدرسه برای اینکه به رسالت واقعی خود جامه عمل بپوشاند و فاصلهی خود را با جامعه کمتر کند تا به آینهای از جامعه تبدیل شود میتواند:
۱. در لایههای مختلف خود — از جمله ساختارها، روابط، محتواهای آموزشی و پرورشی و حتی محیط فیزیکی مدرسه — جلوهای از احوالات جامعه را نشان دهد. دانشآموز در بطن محتوا و برنامههای آموزشی تغییرات اجتماعی را حس کند، محیط فیزیکی مدرسه پس از یک بحران ملی همانند گذشته بیتغییر نماند و تعاملات و گفتگوهای درونمدرسهای با مدیریت درست، انعکاسدهندهی واقعیتهای جامعه باشد.
۲. در جریان و یا پس از بحران اجتماعی، تعامل خود را با جامعه گسترش دهد و رابطهای زنده و متقابل با اجتماع برقرار کند. ارتباط محیط آموزش با نهادهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی میتواند جلوهای از حیات اجتماعی و مسائلش را وارد مدرسه کند.
با بروز جنگ در کشور ما، مدارس ابتدا تعطیل و سپس مجازی شدند. با این حال، نظام آموزشی میتواند برنامهای ویژه اتخاذ کند تا مدارس در ایام پساجنگ و زمان بازگشایی، آینهی احوالات امروز کشورمان باشند و بازتاب این برههی تاریخی را در دل مدرسه حفظ کنند.
شما چه راهکارهایی پیشنهاد میکنید تا مدرسه در دوران پس از جنگ، آینهای از وضعیت جامعه باشد؟