مقدمه
یکی از مسائلی که در شرایط جنگی بسیار مهم است و در آیندهٔ کشور بیشترین تأثیر را میگذارد، وضعیت آموزش و پرورش است. در این شرایط مجازی شدن آموزش و پرورش و محدودیتهای زیرساختی چالشهایی را برای آموزش و تعامل در مدارس دولتی به وجود آورده است و ریسکهایی نیز برای عدم ارتقاء زیرساخت و حتی از دست دادن آن در جنگ وجود دارد؛ همچنین ظرفیتی نیز از سمت شبکهٔ آموزش وجود دارد که بتواند محتوای آموزشی در مقاطع مختلف را ارائه دهد و از طریق سکوهایی مانند تلویبیون چنین محتواهایی نیز به صورت دائمی در دسترس قرار بگیرد.
در این گزارش، متناسب با چالشهای عنوان شده پیشنهادهایی برای بهرهگیری از ظرفیتها و محدودیتهای شرایط جنگ در حوزههای مختلف فیزیکی، اجتماعی، فناورانه و … مطرح میشود. البته با توجه به تفاوت میزان درگیری مناطق مختلف جغرافیایی با جنگ ممکن است راهکارهای متنوعی متناسب با شرایط هر منطقه اتخاذ شود و لزوما تجویز یکسان برای همه کشور مناسب چنین شرایطی نیست.
ظرفیتهای خانگی و محلهای
در فضای تعلیم و تربیت، ۳ حوزه وجود دارد که توسط آموزش مجازی یا مخابرهای (توسط تلویزیون) با امکانات موجود برآورده نمیشود:
– رشد جسمانی و فعالیتهای حرکتی
– رشد اجتماعی دانشآموزیان و تعامل آنها با یکدیگر
– رشد علمی بر محوریت تجربه و فعالیتهای عملی (رویکرد دستورزی)
از طرفی نیز شرایط جنگی ظرفیتهای جدیدی برای فعالیتهای محلهای و خانگی پدید آورده است و میتوان برای این سه جنبه موارد زیر را پیشنهاد داد:
– فعالسازی پایگاههای محلی (مساجد، سرای محلات و …) برای تعریف فعالیتها و بازیهای حرکتی و اجتماعی برای کودکان و نوجوانان منطقه و اعلام آن به دانشآموزان و خانوادههای آنان
– تدوین برنامه و دستورالعملهایی برای فعالیتهای حرکتی خانگی به والدین
– تدوین برنامه و فعالیتهای آموزشی عملی در خانه در دروس پایهٔ علمی متناسب با ظرفیتهای خانگی و کمهزینه
– برگزاری رویدادهای عمومی در این حوزهها برای تشویق و مطرحسازی تجربهها و ایدههای موفق در این حوزهها
یک نکته مهم در این راستا برای مناطقی که با خطر جنگی کمتری مواجه هستند و بافت محلیتری دارند، مانند روستاها و شهرهای کوچک، استفاده از ظرفیت مدارس و معلمان به صورت رویدادی برای چنین فعالیتهایی است.
همچنین در این شرایط بار نقش آموزشی و تربیتی والدین نیز جدیتر خواهد شد و این تغییر نسبت والدین با فرزند فرصتها و تهدیدهایی به همراه خواهد داشت؛ در این راستا آموزش و ارتقاء والدین و ارائه پشتیبانی و خدمات هوشمند به والدین در حوزههای روانشناختی، علمی و تربیتی میتواند نقش کلیدیای داشته باشد.
ظرفیتهای اجتماعی و مردمی
شرایط جنگی و ویژگیهای برجستهٔ فرهنگی ایرانی-اسلامی ما، ظرفیت اجتماعی گستردهای برای مشارکت عمومی در حوزههای مختلف مورد نیاز کشور پدید آورده است. به صورت خاص نیز ظرفیت نخبگان و جامعهٔ دانشجویی و فرهیختگان میتوانند در حوزهٔ آموزش و پرورش نقشآفرینی ویژهای داشته باشند.
ازین ظرفیت میتوان در ایدههای زیر استفاده کرد:
– ایجاد شبکههای تماس تلفنی پشتیبانی آموزشی: میتوان از ظرفیت معلمان، والدین و افراد معتمد محلات برای ارتباط مستمر با دانشآموزان و پشتیبانی آموزشی از آنها استفاده کرد که علاوه بر اثرات آموزشی، نقش مهمی در ارتقای روحیه و سلامت روانی دانش آموز و ایجاد تعهد به انجام وظایف درسی از طرف او دارد. این راه حل نسبت به بروز چالشهای زیرساختی در اینترنت نیز پایدار است.
– ایجاد سکوهای مشاورهای و کمکرسانی بین دانشآموزان و داوطلبان (به ویژه از قشر دانشجویان با نوعی از احراز صلاحیت): میتوان از ظرفیتهای نرمافزاری استفاده کرد تا به صورت ملی یا استانی شبکههای ارتباطی برای رفع اشکال، مشورتگیری علمی و … به وجود بیاید و تعاملهای فرد به فرد به صورتی امن و پایدار برای کمکرسانی و افزایش یادگیری صورت بگیرد.
– ایجاد تیمهای آموزشی از داوطلبان برای مناطق آسیبدیده، محروم یا نیازمند: میتوان از ظرفیت دانشجویی مناطق مختلف با مساعدت آموزش و پرورش استفاده کرد تا گروههایی داوطلبانه با مخاطبهای سنی متفاوت و رویکردهای آموزشی متنوعی (از کتابخوانی و بازیهای جمعی تا آموزش و رفع اشکال علمی تخصصی) شکل بگیرند و در چارچوبهایی در مناطق مورد نیاز فعالیت کنند.
توجه کنید که لزوما جنس فعالیتها جایگزین آموزش رسمی دروس مدرسهای نخواهد شد و فعالیتهایی نظیر فعالیتهای فیزیکی، هنری، خلاقانه و … نیز در چنین ظرفیتهایی میتواند مطرح شود که بعضا کماهمیتتر از دروس اصلی آموزشی در مدارس نیست و میتواند در شرایط جنگی اثرگذاری ویژهای داشته باشد. همچنین این مشارکتهای اجتماعی مسبوق به سابقه نیز هست و میتوان از تجربهها و الگوهای موفق آن برای طراحی چارچوبهای عملیاتی مقیاسپذیر بهره برد.
ظرفیتهای فناورانه و دیجیتال
اکنون که چالشهای زیرساختی در برگزاری کلاسهای مجازی و به طور کلی آموزش و پرورش دیجیتال به وجود آمدهاست، یک ظرفیت ویژه استفاده از محصولات دیجیتالی است که توسط هستههای خلاق و شرکتهای دانشبنیان توسعه پیدا کردهاند. در این حوزه لایههای مختلفی از فرایند آموزش و مدیریت مدرسه تا فعالیتهای فوق برنامه و سرگرمیهای آموزشی توسط این محصولات پوشش پیدا کردهاند.
ظرفیت مهمی که این محصولات به همراه خود میآورد، تغییر شکل مدرسهداری و آموزش و پرورش ذیل عنوان تحول دیجیتال است که میتواند مدل تدریس، تعامل، ارزیابی و یادگیری را تغییر دهد؛ برای مثال شخصیسازی در یادگیری و ارزیابی میتوان نیاز به آموزش عمومی و طراحی تکالیف را با پاسخی بهتر جایگزین کرده و فرصت معلم را برای تسهیلگری و تعامل با دانشآموزان بیشتر کند؛ به صورت جنبی نیز نیاز به زیرساخت گسترده برای کلاسهای مجازی برخط و یا ضبط ویدیوهای طولانی را نیز کاهش میدهد.
در این راستا موارد زیر پیشنهاد میشود:
– شناسایی و تجمیع ظرفیتهای عمومی و خصوصی در حوزه آموزش و پرورش دیجیتال
– تعریف برنامههای پایلوت برای مناطق/استانهای خاص جهت ارزیابی ظرفیت و کیفیت محصولات احصاشده
– معرفی عمومی محصولات و طراحی فرایندهای اجرایی و مالی جهت مشارکت این مجموعهها در آموزش و پرورش رسمی
توجه کنید که تنوع زیادی در این ظرفیتها وجود دارد و این محصولات مخاطبهای متفاوتی دارند: دانشآموز، والدین، معلم، یا مدیر (مدرسه). در نتیجه لزوما مشتری این محصولات مدارس نیستند و بعضا میتواند به خانوادهها و والدین چنین محصولاتی عرضه شود و آموزش و پرورش و نهادهای حمایتی ملی چنین فرایندی را پشتیبانی کنند.
ظرفیتهای محتوایی و عملی دوره جنگ
شرایط جنگی پیش آمده و التهابهای روانی و خبری، مواجههٔ مستقیمی با مفاهیمی مانند دشمن، رسانه، ایستادگی، استقلال، مرگ و … پیش آورده است. به طور کلی این شرایط ظرفیتهایی محتوایی را برای طرح بحث و تعلیم و تربیت دانشآموزان نسل جدید پیش آورده است که در صورت عدم توجه میتواند اثر معکوسی به دنبال داشته باشد. در این راستا حوزههای زیر میتواند مورد توجه قرار بگیرد:
– تربیت رسانهای: پرداختن به سواد رسانهای و دیجیتال به عنوان یکی از مؤلفههای مهم در تربیت نسل آینده در شرایط جنگی ضروری است؛ شرایط جنگی فرصتی پدید میآورد که بتوان به ویژه روی مؤلفههای خبری، ارتباطی و نمایشی در حوزه سواد رسانهای تمرکز کرد و با مثالهایی عینی و ملموس جامعهٔ آموزشی اعم از دانشآموزان، والدین و معلمان را رشد داد.
– تربیت سیاسی-اجتماعی: شرایط جنگی به ویژه چنین جنگی که ماهیت وجودی دارد و ایران عزیز تحت خطر است، فرصتی ایجاد میکند که بتوان عمیقتر ناظر به هویت و تاریخ ملی برنامههایی تعریف کرد، همچنین در سطح بینالمللی نیز به تاریخ جهان، نظمهای سیاسی و اهمیت استقلال ملت و کشور پرداخت.
– تربیت فرهنگی-دینی: بحرانهای اجتماعی با توجه به ذخیرهٔ فرهنگی کشور ما، جلوهگاه بروز و ظهور خصیصههایی نظیر غیرت ملی، ایثار، ایستادگی، همبستگی و … است. در شرایطی که تهدید به صورت وجودی لمس میشود و زندگیها به مرگ و شهادت نزدیکتر شده است، میتوان با ابتکارهایی مؤلفههای فرهنگی دینی-ملی و مبتنی بر فطرت را در نسل آینده بازخوانی کرد.
در راستای محورهای فوق، مجموعههای توانمندی وجود دارند که قابلیت طراحی و برنامهریزی در این حوزهها را دارند؛ همچنین طرح فراخوانهای اجتماعی و در اختیار دادن ظرفیتهای آموزشی و رسانهای در چنین محورهایی میتواند زمینهساز گامهای تربیتی مهمی برای نسل جدید باشد. البته باید توجه شود که این محورها باید متناسب با بازههای سنی متفاوت، به طرح و برنامه تبدیل شده و مؤلفههای هنری، تعاملی و … در چنین محورهایی باید در نظر گرفته شود.
همچنین شرایط پیش آمده به جهت محدودیتهای دیجیتال فرصتی پیش آورده است تا نسل جدید ما از عادات ناپسند زیست دیجیتال فاصله بگیرد و زمینه برای طرح عادات مثبت و تثبیت آنها فراهم شود؛ به صورت ویژه میتوان روی موارد زیر تأکید کرد:
– کتابخوانی: از رویدادهای حضوری کتابخوانی در محلهها گرفته تا رویدادهای مجازی و مسابقات کتابخوانی میتواند زمینهساز شکلدهی عادت مطالعه در نسل جدید شود؛ همچنین نرمافزارهای کتابخوان نیز میتواند تسهیلکننده دسترسی به کتاب و درگیری دانشآموزان باشد.
– فعالیتهای خانوادگی: زیست دیجیتال فعالیتها و تفریحات اعضای خانواده با یکدیگر را به شدت تحتالشعاع قرار داده تا حدی که خانوادهها برای سرگرمکردن فرزندان خود بعضا بچهها را بیشتر درگیر لوازم دیجیتال میکنند؛ در این شرایط خانوادهها نیازمند برنامههایی تعاملی، عملی، سرگرمکننده و … هستند تا بتوان زیست و تجربه مشترک خانوادگی را تقویت کرد. در این نقطه تعامل با والدین، تقویت و مسئولیتبخشی به آنان نقش کلیدیای دارد.
نکات پیرامون ابهام شرایط آموزشی
شرایط کنونی جنگ نوعی از بلاتکلیفی و اضطرابهای روانی را در نسبت با شرایط آموزشی برای خانوادهها ایجاد کرده است و خانوادهها نوعی گنگی نسبت به وضعیت حضوری/مجازی بودن مدارس، طول سال تحصیلی، بودجهبندی دروس، و … دارند؛ در همین راستا تصمیمگیری و اطلاعرسانی در موارد زیر میتواند نقش مهمی داشته باشد:
– وضعیت امتحانهای نهایی پایههای یازدهم و دوازدهم
– امکان حذف بخشهایی از کتاب درسی به ویژه در پایههای پایینتر
– امکان تطویل سال تحصیلی
توجه کنید که الزاماً نیاز به تصمیم قطعی نیست و حتی اگر تصمیمگیری به صورت شرطی باشد، اطلاعرسانی آن موجب آرامش جامعه آموزشی و خانوادهها خواهد شد.
نکات پیرامون شاد و شبکهٔ آموزش
در راستای چالشهایی که ناظر به زیرساخت در شاد وجود دارد موارد زیر قابل ذکر است:
– زمانبندی برای کلاسهای مجازی در مناطق مختلف کمک میکند از همه ساعات شبانهریز به صورت بهینه استفاده شود و بار استفاده از شاد در طول روز پخش شود.
– ترغیب معلمان به تولید محتوای آفلاین و تبدیل کلاسهای درس به کلاسهای تعاملی و مسئلهمحور (رویکرد کلاس معکوس ) باعث میشود مدت کلاسهای مجازی کاهش پیدا کند؛ همچنین تولید محتواهای آفلاین قابلیت چندین بار دیده شدن را دارد و معلمان میتوانند با کیفیت بالاتری آنها را تولید کنند.
– شناسایی، دستهبندی و ارزیابی محتواهای آموزشی که با روشهای هوشمند قابل تسهیل است کمک میکند تا بتوان مخزنی با کیفیت برای معلمان آماده شود و حتی معلمان بتوانند در سطح ملی محتوای باکیفیت تولید کرده و اثرگذار باشند. نگاههای سکومحور و تعاملی قابلیت تحقق چنین مشارکت عمومیای را دارد.
– استفاده از ظرفیت دیگر پیامرسانها نیز که در فضای آموزشی خدماتی ارائه میدهند (برخی مدارس غیر انتفاعی از آنها استفاده میکنند) نیز باعث کاهش فشار روی شاد شده و فضایی رقابتی برای رشد بهتر سکوها نیز ایجاد میکند. این مهم با تنظیمگری صحیح میتواند در سطح آموزش و پرورش دنبال شود.
در راستای فرصتی که توسط شبکهٔ آموزش برای ایجاد یک مدرسه ملی وجود دارد نیز موارد زیر پیشنهاد میشود:
– تلاش شود تولید محتواهای آموزشی به صورت چندرسانهای با ظرفیتهای استودیویی و ابزارهای متنوع باشد تا ارزش چندین بار مشاهده شدن و استفاده حتی در مدارس غیر انتفاعی را داشته باشد؛ در صورتی که محتوای آماده شده کیفیت بالایی داشته باشن و در سطوح مختلفی تهیه شوند، فشار تولید محتوا روی معلم و بار شبکهای آن را کاهش میدهد.
– این دیدگاه که محتوا باید مشابه یک کلاس درس باشد درست نیست و باید اصول تولید محتوای دیجیتال مدنظر قرار بگیرد و قرار نیست این محتوا جایگزین کلاس درس شود؛ به ویژه معلمان باید توجه کنند تعامل با دانشآموزان، فعالیتهای جمعی و رفع اشکال کلاسی در چنین شرایطی مورد غفلت قرار نگیرد.
– در کنار شبکهٔ آموزش در صورت طراحی مناسب میتواند شبکههای خانگی نظیر نماوا، فیلیمو و … را نیز درگیر تولید محتوا کرد و بخش خصوصی نیز در چنین اثرگذاریای درگیر شود.
– لازم است علاوه بر تولید محتوا، سامانههایی نیز شکل بگیرد که به مخاطب کمک کند مسیر آموزشی خود را پیدا کرده و آن را دنبال کند؛ ایجاد بستری برای نمایش سیر محتواها، وضعیت پیشروی دانشآموزان، و … میتواند در این راستا کمک ویژهای کند.
تقویت و ارتقاء جامعه آموزشی
معلمان در شرایطی که فعالیتشان عمدتا دیجیتال میشود، چالشهایی برایشان پدید میآید؛ توجه به این چالشها (از زیرساختی تا خانوادگی) و ارائه راهکار مناسب با توجه به تجربیات مشابه در گذشته یکی از اقدامهای ضروری است؛ اما از طرفی دیگر فرصتهای زیادی نیز برای شبکهسازی، توانمندسازی و ارتقاء جامعهٔ آموزشی وجود دارد. در این راستا موارد زیر پیشنهاد میشود:
– ایجاد شبکههای همفکری و عملیاتی محلی (در سطوح مختلف منطقهای و شهری) برای رفع چالشها، کمکرسانی به یکدیگر و ایجاد مشارکتهای خلاقانه در معلمان
– به کارگیری ظرفیت داوطلبانه دانشجومعلمها، بازنشستگان فرهنگی و کارمندان اداری آموزش و پرورش برای کمکرسانی و تقویت دیگر معلمان
– تعریف و پیگیری رویدادهای آموزشی برای معلمان به ویژه با محتواهایی متناسب با شرایط جنگی (هم به جهت فردی و هم آموزشی)
– توانمندسازی دیجیتال معلمان برای بهرهبرداری بهینهتر از ظرفیتهای دیجیتال و ایجاد تسهیلات لازم برای تحقق آن (از لایه زیرساختی تا اشتراکهای نرمافزاری)
نسبت جنگ با کودک و نوجوان
ساعات ابتدایی این جنگ تحمیلی با بمباران دانشآموزان مدرسه میناب گره خورده و از همان ابتدا پیوند کودکان و جنگ آشکار شده است؛ به طور کلی از دو سویه میتوان به نسبت فضای کودک و نوجوان و جنگ پرداخت:
1. از یک طرف توجه و تولید محتوا نسبت به آسیبها و مخاطرات جنگ برای کودکان و نوجوانان به ویژه شهدای کودک و نوجوان اهمیت کلیدیای دارد؛ در همین راستا روایتهای کودکانه از جنگ، روایتهای انسانی و خانوادهمحور از شهدا و به ویژه دانشآموزان، تولید محتواهای آگاهیبخش و پیشگیرانه ناظر به این ابعاد جنگ به خانوادهها و … میتوان نقش مهمی روی خانوادهها داشته باشد.
2. از سوی دیگر دانشآموزان نیز میتوانند در صحنه این جنگ اثرگذاری محلهای و ملی داشته باشند و به صورت فردی و جمعی به ویژه در ابعاد اجتماعی و رسانهای اثرگذار باشند. در همین راستا موارد زیر پیشنهاد میشود:
. ایجاد پویشها و مسابقههای تولید محتوای دیجیتال دانشآموزان در نسبت با جنگ به صورت ملی و بینالمللی
. فعالسازی ظرفیت گروهها و انجمنهای دانشآموزی در مدارس، مناطق و محلات برای طراحی و کنشگری عملیاتی
. طراحی و اجرای رویدادهای منطقهای و محلهای با محوریت دانشآموزان، مثلا دستهها و تجمعهای دانشآموزی، دیدار خانوادههای شهدا، فعالیتهای خدماتی و …